ارزیابی موجودی کالا در حسابداری یعنی مشخص کردن «بهای تمام‌شده» کالایی که در پایان دوره در انبار مانده و کالایی که فروخته شده است. در نرم افزار حسابداری، این کار با استفاده از روش‌های مشخصی انجام می‌شود. طبق استاندارد حسابداری ۸، در ایران سه روش برای این کار مجاز است:

  • شناسایی ویژه
  • اولین صادره از اولین وارده (فایفو)
  • میانگین موزون

انتخاب روش، هم سود شرکت را عوض می‌کند و هم رقم موجودی در ترازنامه را. در این مقاله اول می‌بینیم ارزیابی موجودی دقیقاً چه چیزی را تغییر می‌دهد. بعد هر روش را با یک مثال عددی ثابت حساب می‌کنیم، نتیجه‌ها را کنار هم می‌گذاریم و در آخر به انتخاب روش مناسب و اشتباهات رایج می‌رسیم.

ارزیابی موجودی کالا چه چیزی را در صورت‌های مالی تغییر می‌دهد؟

فرمول پایه این است:

موجودی اول دوره + خرید خالص − موجودی پایان دوره = بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته

منظور از «خرید خالص»، خریدی است که برگشت از خرید و تخفیف از آن کم شده باشد.

از این فرمول یک نتیجه ساده می‌گیریم: هر چه موجودی پایان دوره را بالاتر حساب کنید، بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته کمتر و سود بیشتر می‌شود. موجودی کالا در ترازنامه جزو دارایی‌های جاری است و از طریق بهای فروش‌رفته در صورت سود و زیان هم اثر می‌گذارد. پس یک عدد، دو صورت مالی را تغییر می‌دهد.

مطالعه بیشتر: نحوه محاسبه بهای تمام شده کالای فروش رفته

روش‌های مجاز طبق استاندارد حسابداری ۸

بند ۲۹ استاندارد حسابداری ۸ فقط این سه روش را برای تعیین بهای تمام‌شده موجودی می‌پذیرد:

  • شناسایی ویژه: بهای واقعی هر قلم کالا جداگانه ردیابی می‌شود. مثلاً همان خودرویی که فروخته شده، با همان قیمتی که خریده‌اید ثبت می‌شود.
  • فایفو (اولین صادره از اولین وارده): فرض می‌کنیم کالایی که زودتر خریده‌ایم زودتر فروخته می‌شود. پس موجودی پایان دوره از آخرین خریدها تشکیل می‌شود.
  • میانگین موزون: همه خریدها را در هم می‌ریزیم و یک قیمت میانگین برای هر واحد حساب می‌کنیم. «موزون» یعنی تعداد هر خرید هم در نظر گرفته می‌شود.

استاندارد بین‌المللی IAS 2 هم فایفو و میانگین موزون را می‌پذیرد، ولی لایفو را منع می‌کند.

لایفو و روش‌های دیگر چه وضعی دارند؟

لایفو (Last In, First Out) یعنی آخرین کالای خریداری‌شده، اولین کالای فروخته‌شده است. این روش جزو سه روش بند ۲۹ نیست و استاندارد آن را مناسب نمی‌داند. IAS 2 هم آن را اجازه نمی‌دهد. دلیلش این است که بهای فروش‌رفته را به قیمت‌های جدید نزدیک می‌کند، ولی موجودی ترازنامه را از قیمت روز دور می‌کند و دارایی را با قدیمی‌ترین قیمت‌ها نشان می‌دهد. هایفو و نایفو هم که گاهی در منابع آموزشی می‌بینید، روش استاندارد نیستند. در مثال‌های این مقاله فقط یک عدد لایفو برای مقایسه آموزشی می‌آید.

اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش؛ قاعده‌ای جدا از روش ارزیابی

بعضی منابع «قیمت بازار» را یکی از روش‌های ارزیابی می‌نویسند، ولی چنین نیست. روش‌ها فقط بهای تمام‌شده را مشخص می‌کنند. بعد از آن، قاعده اقل بهای تمام‌شده و خالص ارزش فروش (NRV) می‌گوید موجودی در پایان دوره با کدام رقم گزارش شود: هر کدام کمتر بود.

مثال: ۴۰ واحد کالا دارید که بهای هر واحد ۸,۲۰۰ است، یعنی کل ۳۲۸,۰۰۰. اگر خالص ارزش فروش هر واحد فقط ۸,۰۰۰ باشد، موجودی باید ۳۲۰,۰۰۰ گزارش شود و ۸,۰۰۰ زیان ثبت می‌شود.

سیستم ادواری یا دائمی؛ ارزیابی در هر کدام چه فرقی دارد؟

در سیستم ادواری: در طول سال فقط خریدها در حساب «خرید» ثبت می‌شوند. موجودی پایان دوره با شمارش انبار (انبارگردانی) مشخص می‌شود، بعد ارزش‌گذاری انجام می‌شود و بهای فروش‌رفته در آخر دوره به دست می‌آید. این سیستم ساده و کم‌هزینه است و برای کسب‌وکار کوچک یا کالای ارزان با تعداد زیاد مناسب است. ضعفش این است که تا آخر سال نمی‌دانید دقیقاً چه مقدار موجودی دارید.

در سیستم دائمی: هر خرید و فروش همان لحظه در حساب موجودی کالا و کارت موجودی ثبت می‌شود. موجودی و بهای فروش‌رفته هر زمان در دسترس است و کنترل بهتری دارید. در عوض ثبت‌ها بیشتر و محاسبه‌ها سنگین‌تر است و معمولاً با نرم‌افزار انجام می‌شود.

مطالعه بیشتر: حسابداری دائمی و ادواری: کدام برای کسب‌وکار شما بهتر است؟

نکته‌ای که در مثال بعدی می‌بینید: فایفو در هر دو سیستم نتیجه یکسان می‌دهد. ولی میانگین در سیستم ادواری «میانگین موزون» و در سیستم دائمی «میانگین متحرک» نام دارد و دو نتیجه کمی متفاوت می‌دهند.

سیستم ادواری یا دائمی؛ ارزیابی در هر کدام چه فرقی دارد؟

ثبت‌های حسابداری ارزیابی موجودی

در سیستم ادواری، در پایان دوره دو ثبت لازم است. فرض کنید موجودی اول دوره ۸۰۰,۰۰۰ و موجودی پایان دوره (به روش فایفو، مثال پایین) ۳۲۸,۰۰۰ است.

حذف موجودی اول دوره:

  • بدهکار: خلاصه سود و زیان ۸۰۰,۰۰۰
  • بستانکار: موجودی کالا ۸۰۰,۰۰۰

ثبت موجودی پایان دوره:

  • بدهکار: موجودی کالا ۳۲۸,۰۰۰
  • بستانکار: خلاصه سود و زیان ۳۲۸,۰۰۰

در سیستم دائمی چنین ثبت پایان دوره‌ای لازم نیست. با هر فروش، بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته بدهکار و موجودی کالا بستانکار می‌شود.

روش‌ها یک‌به‌یک؛ مثال عددی

برای همه روش‌ها از یک داده مشترک استفاده می‌کنیم (مبالغ به ریال):

  • موجودی اول دوره: ۱۰۰ واحد، هر واحد ۸,۰۰۰ (جمعاً ۸۰۰,۰۰۰)
  • خرید اول: ۲۰ واحد، هر واحد ۸,۱۰۰ (جمعاً ۱۶۲,۰۰۰)
  • فروش اول: ۷۰ واحد
  • خرید دوم: ۸۰ واحد، هر واحد ۸,۲۰۰ (جمعاً ۶۵۶,۰۰۰)
  • فروش دوم: ۹۰ واحد
  • قیمت فروش: هر واحد ۹,۵۰۰ (فرض مثال)

کل کالای آماده فروش ۲۰۰ واحد و ۱,۶۱۸,۰۰۰ ریال است. در کل ۱۶۰ واحد فروخته می‌شود، پس ۴۰ واحد در انبار می‌ماند. درآمد فروش هم ۱۶۰ × ۹,۵۰۰ = ۱,۵۲۰,۰۰۰ است.

فایفو

کالای قدیمی‌تر زودتر فروخته می‌شود:

  • فروش اول، ۷۰ واحد از موجودی اول دوره: ۷۰ × ۸,۰۰۰ = ۵۶۰,۰۰۰
  • فروش دوم، ۹۰ واحد: ابتدا ۳۰ واحد باقی‌مانده از موجودی اول دوره (۲۴۰,۰۰۰)، بعد ۲۰ واحد از خرید اول (۱۶۲,۰۰۰) و بعد ۴۰ واحد از خرید دوم (۳۲۸,۰۰۰)، یعنی جمعاً ۷۳۰,۰۰۰

بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته ۱,۲۹۰,۰۰۰ می‌شود. ۴۰ واحد باقی‌مانده هم از خرید دوم است: ۴۰ × ۸,۲۰۰ = ۳۲۸,۰۰۰. سود ناخالص: ۱,۵۲۰,۰۰۰ − ۱,۲۹۰,۰۰۰ = ۲۳۰,۰۰۰.

میانگین موزون (ادواری) و میانگین متحرک (دائمی)

در سیستم ادواری یک بار در پایان دوره میانگین می‌گیریم:

۱,۶۱۸,۰۰۰ ÷ ۲۰۰ = ۸,۰۹۰ برای هر واحد.

موجودی پایان: ۴۰ × ۸,۰۹۰ = ۳۲۳,۶۰۰. بهای فروش‌رفته: ۱۶۰ × ۸,۰۹۰ = ۱,۲۹۴,۴۰۰. سود ناخالص: ۲۲۵,۶۰۰.

در سیستم دائمی بعد از هر خرید میانگین را دوباره حساب می‌کنیم:

  • بعد از خرید اول: ۹۶۲,۰۰۰ ÷ ۱۲۰ ≈ ۸,۰۱۷ برای هر واحد. فروش اول: ۷۰ × ۸,۰۱۷ ≈ ۵۶۱,۱۶۷. ۵۰ واحد با ارزش حدود ۴۰۰,۸۳۳ می‌ماند.
  • بعد از خرید دوم: حدود ۱,۰۵۶,۸۳۳ ÷ ۱۳۰ ≈ ۸,۱۲۹ برای هر واحد. فروش دوم: ۹۰ × ۸,۱۲۹ ≈ ۷۳۱,۶۵۴.

بهای فروش‌رفته: ۱,۲۹۲,۸۲۱، موجودی پایان: ۳۲۵,۱۷۹ و سود ناخالص: ۲۲۷,۱۷۹ می‌شود.

توجه کنید که «میانگین ساده» (جمع قیمت‌ها تقسیم بر تعداد خریدها) درست نیست، چون تعداد هر خرید را نادیده می‌گیرد.

شناسایی ویژه

فرض کنید یک نمایشگاه خودرو سه دستگاه با شماره شاسی مشخص دارد که بهای خریدشان ۵۰، ۵۲ و ۵۵ میلیون است. دستگاه ۵۲ میلیونی فروخته می‌شود:

  • بهای تمام‌شده کالای فروش‌رفته: ۵۲ میلیون
  • موجودی پایان: ۵۰ + ۵۵ = ۱۰۵ میلیون

این روش دقیق‌ترین روش است، ولی فقط برای کالاهای کم‌تعداد، گران یا سفارشی عملی است. برای کالای انبوه باید هر قلم را جداگانه ردیابی کنید، که عملاً شدنی نیست.

مقایسه نتایج روی داده یکسان

روشموجودی پایانبهای فروش‌رفتهسود ناخالص
فایفو۳۲۸,۰۰۰۱,۲۹۰,۰۰۰۲۳۰,۰۰۰
میانگین موزون (ادواری)۳۲۳,۶۰۰۱,۲۹۴,۴۰۰۲۲۵,۶۰۰
میانگین متحرک (دائمی)≈ ۳۲۵,۱۷۹≈ ۱,۲۹۲,۸۲۱≈ ۲۲۷,۱۷۹
لایفو (غیرمجاز، فقط مقایسه آموزشی)۳۲۰,۰۰۰۱,۲۹۸,۰۰۰۲۲۲,۰۰۰

چون قیمت خرید در این مثال بالا رفته، فایفو بیشترین موجودی و بیشترین سود را نشان می‌دهد و میانگین‌ها بین فایفو و لایفو قرار می‌گیرند. اگر قیمت‌ها پایین می‌آمد، ترتیب برعکس می‌شد.

کدام روش (فایفو-سیستم ادواری یا دائمی-لایفو) برای کسب‌وکار شما مناسب‌تر است؟

جواب یکسانی برای همه وجود ندارد. سه چیز را بسنجید:

  • نوع کالا: برای کالای تاریخ‌دار یا فاسدشدنی (مواد غذایی، دارو) که واقعاً به ترتیب ورود فروخته می‌شود، فایفو طبیعی‌ترین انتخاب است. برای کالای همگن که در انبار قاطی می‌شود (مواد اولیه تولیدی، کالای فله‌ای)، میانگین موزون راحت‌تر است. برای اقلام گران و قابل‌تفکیک، شناسایی ویژه.
  • حجم گردش: با ورود و خروج زیاد، میانگین و فایفو به سیستم دائمی و ابزار مناسب نیاز دارند.
  • سیستم ثبت: روش باید با سیستم ادواری یا دائمی شرکت جور باشد.

نکته مهم: روش را به قصد بالا یا پایین نشان دادن سود انتخاب نکنید. استانداردها روش یکنواخت می‌خواهند، یعنی روشی که یک بار انتخاب شد سال‌به‌سال ادامه پیدا کند. تغییر روش فقط وقتی درست است که دلیل موجه داشته باشد و در یادداشت‌های صورت‌های مالی افشا شود.

کدام روش (فایفو-سیستم ادواری یا دائمی-لایفو) برای کسب‌وکار شما مناسب‌تر است؟

برآورد موجودی وقتی شمارش ممکن نیست

گاهی انبارگردانی ممکن نیست، مثلاً بعد از آتش‌سوزی یا وقتی گزارش میان‌دوره‌ای می‌خواهید. در این حالت موجودی را برآورد می‌کنند. دو روش رایج وجود دارد.

روش سود ناخالص (در منابع قدیمی‌تر «سود ناویژه»): بهای فروش‌رفته را با درصد سود ناخالص همیشگی برآورد می‌کنند. فرض کنید فروش ۱,۰۰۰,۰۰۰ و درصد سود ناخالص ۲۵ درصد است. بهای فروش‌رفته برآوردی ۷۵۰,۰۰۰ می‌شود. اگر کالای آماده فروش ۹۰۰,۰۰۰ بوده، موجودی برآوردی ۱۵۰,۰۰۰ است.

روش خرده‌فروشی: نسبت بهای تمام‌شده به قیمت فروش را حساب می‌کنند. فرض کنید کالای آماده فروش به بهای تمام‌شده ۶۰۰,۰۰۰ و به قیمت فروش ۸۰۰,۰۰۰ است. نسبت ۷۵ درصد است. اگر موجودی پایان به قیمت فروش ۱۰۰,۰۰۰ باشد، بهای تمام‌شده‌اش ۷۵,۰۰۰ می‌شود. استاندارد این روش را فقط وقتی می‌پذیرد که نتیجه‌اش به بهای تمام‌شده واقعی نزدیک باشد.

اشتباهات رایج در ارزیابی موجودی کالا

  1. قاطی کردن تعداد و ریال. «موجودی اول + خرید» کالای آماده فروش است، نه موجودی پایان. موجودی پایان را باید با کم کردن فروش (به تعداد یا بهای تمام‌شده) به دست آورد، نه مبلغ فروش.
  2. نادیده گرفتن هزینه‌های خرید. حمل و عوارض ورودی به بهای کالا اضافه می‌شود و تخفیف و برگشت از خرید کم می‌شود.
  3. تغییر بی‌دلیل روش از سالی به سال دیگر.
  4. استفاده از لایفو یا هایفو به‌عنوان روش رسمی.
  5. فراموش کردن قاعده NRV برای کالایی که قیمت فروشش از بهای تمامش پایین‌تر آمده.
  6. بدون تطبیق ماندن شمارش با کارت موجودی. انبارگردانی و ثبت‌ها باید با هم جور شوند.
  7. غلط بودن موجودی پایان دوره روی دو سال اثر دارد. اگر موجودی پایان سال ۱۰ میلیون بیشتر از واقع ثبت شود، سود امسال ۱۰ میلیون بیشتر نشان داده می‌شود. چون همین رقم موجودی اول سال بعد است، سود سال بعد ۱۰ میلیون کمتر از واقع می‌شود.

اشتباهات رایج در ارزیابی موجودی کالا

نقش نرم‌افزار حسابداری در ارزیابی موجودی

وقتی کالاها زیاد و رفت‌وآمدشان پرتکرار است، حساب کردن میانگین متحرک یا ردیابی لایه‌های فایفو با دست زمان‌بر است و خطا هم زیاد می‌شود. نرم‌افزار حسابداری انبار این کار را خودکار می‌کند: ورود و خروج کالا را ثبت می‌کند، بهای تمام‌شده را با روش انتخابی شما محاسبه می‌کند و گزارش موجودی را هر زمان می‌دهد. مهم این است که نرم‌افزار روش را در همه سال‌ها و برای همه اقلام همگن یکسان اجرا کند.

مطالعه بیشتر: دریافت دموی رایگان نرم افزار حسابداری پیمانکاری

پرسش‌های متداول ارزیابی موجودی کالا در حسابداری

آیا شرکت می‌تواند هر سال روش ارزیابی را عوض کند؟

خیر، به‌طور معمول نمی‌تواند. روش باید یکنواخت باشد تا صورت‌های مالی سال‌ها با هم قابل مقایسه بمانند. تغییر روش فقط با دلیل موجه و افشا در یادداشت‌های صورت‌های مالی درست است.

آیا برای همه کالاها باید یک روش به کار برد؟

نه الزاماً. اگر گروه‌های کالا ماهیت یا مصرف متفاوتی دارند، می‌توان برای هر گروه روش مناسبش را به کار برد، به شرط اینکه همیشه همان روش برای همان گروه اعمال شود.

میانگین موزون و میانگین متحرک یکی هستند؟

تقریباً. هر دو میانگین موزون‌اند. در سیستم ادواری یک بار در پایان دوره حساب می‌شود (موزون) و در سیستم دائمی بعد از هر خرید دوباره (متحرک).

اگر موجودی پایان دوره اشتباه ثبت شود، سود چه می‌شود؟

سود سال جاری و سال بعد هر دو غلط می‌شود، با اثر مخالف. مثال بخش اشتباهات رایج را ببینید.

هایفو و نایفو در ایران کاربرد دارند؟

خیر. این دو در فهرست روش‌های مجاز استاندارد ۸ نیستند.

ارزیابی موجودی با انبارگردانی چه فرقی دارد؟

انبارگردانی مقدار واقعی کالا را با شمارش مشخص می‌کند. ارزیابی موجودی ارزش ریالی همان مقدار را تعیین می‌کند.

اگر قیمت فروش کالا از بهای تمام‌شده‌اش کمتر شود چه باید کرد؟

موجودی را با رقم کمتر (خالص ارزش فروش) گزارش کنید و تفاوت را زیان ثبت کنید، مثل مثال ۳۲۰,۰۰۰ در برابر ۳۲۸,۰۰۰ بالا.

جمع‌بندی

ارزیابی موجودی کالا یک تصمیم حسابداری است که مستقیم روی سود و ترازنامه اثر می‌گذارد. طبق استاندارد ۸ سه روش مجاز است: شناسایی ویژه، فایفو و میانگین موزون. روشی را انتخاب کنید که با نوع کالا و سیستم ثبت شما بخواند و آن را هر سال یکسان ادامه دهید. مثال این مقاله نشان داد حتی با داده یکسان، سود ناخالص بسته به روش حدود ۸,۰۰۰ ریال فرق می‌کند. اگر محاسبه دستی برایتان سنگین شده، می‌توانید نرم‌افزارهای حسابداری کاوش فردا را بررسی کنید یا برای دمو و مشاوره درخواست بدهید.